چشمانت همان باران است؛از جنس قطرات باران؛بر این کویر میباری؛قلبی که خشکسالی بر آن حاکم است؛بر کویر نیز باران میبارد؛کویر بارانی طبیعت؛اما طبیعت تو و من بسیار با آن متفاوت است؛وقتی بر قلبم بباری سبز میشوم؛اشک های شور چشمانت مرا سبز میکند؛ریشه بر روحم میزند و از اعماق جانت مرا بلند میکند؛من و تو در تصورات جایی نداریم؛تو میباری و کویر من میروید.آری این است؛من کویرم؛کویر آب شده ی چشمانت.
بداهه
از مجموعه ی بداهه ها
اشکان.سح
برچسب:
نویسنده: